مجله تبلیغی فرهنگی سفیر هدایت

گروه تبلیغی سفیر هدایت

سبک زندگی فاطمی-اینفوگرافی

  • ۲۶

«پیامبر(ص) فرموده است: فاطمة بضعة منّی من سرّها فقد سرّنی و من سأها فقد سأنی، فاطمه اعزّ البریّة علیّ؛ فاطمه پاره تن من است. هر که او را شاد سازد، مرا شاد ساخته و هر که او را اندوهناک کند، مرا اندوهناک کرده است. فاطمه از همه مردم پیش من عزیزتر است» (امالی مفید، ص 260)

 

سبک زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها

  • ۲۷

خاندان وحی نبوت به عنوان بهترین اولیاء الهی داری سبک زندگی الهی بودند. و زندگی اهل بیت عصمت و طهارت(علیهمالسلام) راهنمای بسیار روشنی است برای کسانی که بخواهند به بهترین حیات دنیوی و اخروی دست یابند. این مساله آنقدر پر اهمیت است که در برخی احادیث شیعه گی و پیروی از ایشان به التزام و تبعیت عملی از سبک زندگی ایشان در آمده است.

در زیارت مقدسه جامعه کبیره که از امام هادی(ع) نقل شده است می خوانیم:اَلسَّلامُ عَلی مَحاَّلِّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ(سلام بر جایگاه های شناسایی خدا)؛ آنچه از این فراز بر می آید این است که بهترین راه و جایگاه برای شناخت خدا و راه رسیدن به خدا بررسی زندگی ائمه و معصومین(ع) است.همین طور در فرازی دیگر از این زیارت امده است: مَنْ اَتیکُمْ نَجی وَمَنْ لَمْ یَاْتِکُمْ هَلَک(هرکس به نزد شما آمد نجات یافت و هر کس نیامد هلاک شد).و ثمره وصال انسان به آن بزرگواران را طیباً لِخَلْقِنا وَ طَهارَةً لاِنْفُسِنا وَ تَزْکیةً لَنا وَ کفّارَةً لِذُنُوبِنا(موجب پاکی اخلاق ما و پاک شدن خود ما و تزکیه ما و کفاره گناهان ما) بیان می کند.

در فرازی از زیارت عاشورا می خوانیم:اللهُمَّ اجْعَلْ مَحْیای مَحْیا مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَمَماتی مَماتَ مُحَمَّد وَآل مُحَمَّد. که همان اشاره به خواست خداوند و دعای شیعه برای قرار گرفتن در مسیر سبک زندگی اهل بیت(ع) است.

از میان معصومین(ع) آن که زندگی پر برکتش به خصوص برای زنان مسلمان همچون خورشیدی نورافشانی می کند، وجود نازنین حضرت فاطمه زهرا(س) است که آشنایی با سبک زندگی آن حضرت بسیار برای ما راهگشا خواهد بود.

در جامعه امروز که نظام سرمایه داری غرب با تهاجم فرهنگی خود سعی دارد الگویی مبتذل و غیرانسانی برای زنان و دختران مسلمان ارائه کند مسلما پرداخت به ابعاد گوناگون شخصیتی آن حضرت می تواند الگوی عملی مناسبی برای جامعه شیعی باشد.

در ذیل به بررسی برخی از گوشه های از سبک زندگی عبرت آموز زندگی سراسر تور حضرت فاطمه زهرا(س) می پردازیم:

رفتار با والدین و احترام محبت آمیز به پدربزرگوار خویش

حضرت فاطمه سلام الله علیها هشت سال در مکه پا به پای پدر در اعتلا و پیشرفت اسلام کوشید و در آزار کفار و مشرکان و منافقان یار و مددکار پدر بود. در دره و شعب ابوطالب، سه سال درکنار پدر تحمل کرد و زمانی که مشرکان پیامبر(ص) را آزار و اذیت و زخمی و یا جسارتی می کردند، پیامبر(ص) را دلداری می داد و زخم هایش را مداوا می کرد؛ این گونه بود که پیامبر(ص) ایشان را «ام ابیها»(مادر پدرش) نامید.

فاطمه زهرا(س) در همه حال به یاد پدر گرامی خویش بود و از هیچ نعمت و کمکی برای یاری به پدر دریغ نمی کرد. در روایت است که: سه روز بود که پیامبر(ص) غذایی نخورده بودند به طوری که بر حضرت سخت می گذشت. در نزد همسرانش خوراکی یافت نمی شد. نزد فاطمه آمد و گفت: دخترم نزد تو چیزی برای خوردن هست که بسیار گرسنه ام؟ عرض کرد: نه به خدا سوگند! وقتی پیامبر(ص) بیرون رفت، دخترش از اینکه نتوانسته پدر را سیر کند محزون شد. ناگهان دختر همسایه در زد و دو قرص نان و یک تکه گوشت خدمت فاطمه(س) آورد. او خوشحال شد و گفت خود را بر رسول خدا مقدم نمی داریم. درحالی که همه گرسنه بودند آن را زیر سبد نهاده و سرپوش بر آن گذاشت. حسن و حسین علیها السلام را خدمت پیامبر(ص) فرستاد، تا جدشان را برای غذا دعوت کنند. پیامبر(ص) تشریف آوردند و غذای بسیار معطری زیر سبد یافت. سوال کرد این غذا از کجاست؟ فاطمه(س) جواب داد: از جانب خدایی که به هر کس بخواهد بدون حساب روزی می دهد. پیامبر(ص) و همه اعضای خانواده علی(ع) و همسران پیامبر(ص) از آن غذا خوردند و برای همسایه ها هم فرستادند.

بانوی عطوفت حضرت زهرا(س) همیشه رفتاری سرشار و آمیخته از ادب و تواضع و فروتنی نسبت به پدر داشت. گرچه رابطه ایشان بسیار عاطفی و سراسر محبت و صمیمیت بود، اما این مانع احترام و تواضع ویژه ایشان نسبت به پیامبر(ص) نمی شد. نقل است از حضرت فاطمه(س) که فرمود: وقتی بر پیامبر(ص) آیه نازل شد(که پیامبر(ص) را با نامش خطاب نکنید)، هیبت پیامبر(ص) مرا گرفت، به طوری که نتوانستم به او "یا ابة" بگویم و یا رسول الله به او می گفتم. حضرت از من روی گرداند. چند بار به همین ترتیب صدا کردم و او جواب نداد. سپس فرمود: دخترم این آیه درباره تو و خاندان تو نازل نشده است. تو از منی و من از تو هستم. این آیه درباره اهل جفا و تکبر و کسانی که فخر می ورزند نازل شده است. تو "یا ابة" بگو. چون برای قلب من محبوب تر و برای پروردگار رضایت بخش تر است.

پیمان عشق و محبت(مرج البحرین یلتقیان)

از جمله نکات مهم زندگی حضرت فاطمه(س) ازدواج آن حضرت بود. ایشان خواستگارانی بسیار در میان صحابه داشت که از نظر مالی در رتبه های بالایی قرار داشتند اما رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می نمود تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل شد و گفت:ای محمد! خدا بر تو سلام می رساند و می فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است.

و فاطمه(س) و پیامبر(ص) و اگر بهتر بگوییم خداوند تبارک و تعالی، علی(ع) را که جوانی سرشار از ایمان و تعهد بود انتخاب کردند.

مسأله، مسأله زندگی، مهر و عطوفت، آرامش و تربیت، ایمان و تقوا بود. مسأله، مسأله حفظ دین و سلامت فکر و روح بود. قرار بود از محفل ساده و بی تکلف و بی ریای علی(ع) و فاطمه(س) هر لحظه نوری به عرش بلند شود و عرش را نورانی کند که خدا خود خواسته بود و اذن داده بود. آری! «فی بیوت اذن الله ان یرفع و یذکر فیها اسمه». قرار بود ماحصل این ازدواج حسن(ع) و حسین(ع) و زینب(س) وام کلثوم(س) باشند که هرکدام چون نوری در آسمان ولایت بدرخشند و راه زندگی ارادتمندانشان را به سوی خداوند روشن کنند.

فایده ای که آن ازدواج داشت چیزی نبود که با زر و سیم بتوان آن را قیمت گذاشت که هرچه فایده کمتر است معنویت بیشتر به ثمن بخث فروخته می شود و هرچه تجلی معنویت بیشتر باشد مال کم ارزش تر خواهد بود. قرار بود ازدواج علی(ع) و فاطمه(س) الگویی شود برای شیعیانشان تا ابد.در روایاتی نقل شده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. از اینجا مشخص می شود منظور پیامبر(ص) در کفویت زوجین، ایمان دو طرف است.

در آن زمان دارایی علی(ع) منحصر به شمشیر و زرهی بود برای جهاد در راه خدا و شتری برای کار در باغستان های مدینه. او به دستور پیامبر(ص) زره را کابین فاطمه(س) قرار داد که به حدود 400 درهم به فروش رسید و پول آن صرف فراهم آوردن مقدمات زندگیش شد.پیامبر(ص) مقدار اندکی از پول را به بلال داد تا با آن عطر بخرد و بقیه پول را به چند تن از صحابه داد تا جهیزیه را از بازار فراهم کنند.

جهیزیه ساده و اندکی فراهم و نزد پیامبر(ص) آوردند. ساده و بی تکلف می نمود. پیامبر(ص) چون سادگی بیش از حد اشیاء را نگریست دست به دعا بلند کرده و فرمود: خدا به اهل بیت برکت دهد. و البته خدانیز چنین کرد چرا که «انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» در حق هیچ کسی به جز این خاندان نازل نشد! آری خدا خواست که اهل بیت پاک و مطهر قرار گیرند، به دور از هرگونه رجس و نازیبایی و ناپاکی. و خدا خواست که تا روزگار هست و هست، هرجا کرامتی دیده شود دوستدارانش به یاد حسن(ع) بیفتند و هر جا قیامی در راه خدا بر علیه ظلم ستم کیشی روی دهد با پرچم حسین(ع) افراشته شود و الگوی هر زن مسلمانی زینب(س) باشد.

تفاهم در زندگی مشترک

امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید: «به خدا سوگند(در سراسر زندگی مشترک با فاطمه(س) تا آنگاه که خدای عزیز و جلیل او را قبض روح فرمود هرگز او را خشمگین نساختم و بر هیچ کاری او را اکراه و اجبار نکردم، و او نیز مرا هرگز خشمگین نساخت و نافرمانی من نکرد؛ هر وقت به او نگاه می کردم رنج ها و اندوه هایم برطرف می شد.»[1]

تقسیم کار منزل با همسر

امام صادق(ع) می فرماید: «... علی(ع) آب و هیزم می آورد و حضرت فاطمه آرد می کرد و خمیر می ساخت و نان می پخت و لباس ها را وصله می زد، و آن بانوی گرامی از زیباترین مردم بود و گونه های مطهرش از زیبایی مثل گل بود. درود خدا بر او و پدر و فرزندانش باد.»[2]

امام علی(ع) فرموده است: «فاطمه به قدری با مشک آبکشی کرد تا بر سینه اش اثر گذاشت، و به قدری با آسیاب دستی آرد کرد تا دست هایش مجروح شد و آنقدر خانه روبی کرد و برای پخت و پز آتش زیر دیگ نهاد که لباس هایش گردآلود و دودی گردید؛ و در این امور زحمت و رنج بسیار به او می رسید. ..»[3]

پیامبر(ص) به فاطمه(س) کمک می کند. رسول خدا(س) به منزل حضرت علی وارد شد، او را دید که همراه فاطمه(س) مشغول آسیاب کردن هستند، پیامبر فرمودند: «کدامیک خسته تر هستید؟ حضرت علی عرض کرد: فاطمه ای رسول خدا! پیامبر(ص) به فاطمه(س) فرمودند: «دخترم برخیز» و فاطمه برخاست و پیامبر(ص) به جای او نشست و با علی(ع) در آرد کردن دانه ها یاری فرمود.[4]

بنابراین احترام به همسر و رعایت حقوق همسر و همسردوستی و فرزند دوستی و سخت کوشی در امور خانه و تبدیل خانه به مدرسه و تبدیل بخشی از خانه به مسجد و عبادت گاه و برنامه ریزی در کار خانه و رعایت حق خدمت کار و آموزش قرآن و اخلاق به خدمت کار از ویژگی های حضرت زهرا(س) بود چنان که تبدیل خانه به سنگر جهاد و مبارزه بر علیه ستمگران و دفاع از ولایت را در راستای وظایف خویش می دانست، همچنین توجه به دعا در حق همسایه و قانع بودن به خانه اجاره ای در اول زندگی و ایجاد روحیه عبادت و انفاق گروهی و خانوادگی در بین اعضا و و رعایت تفاهم با همسر و قبول مسئولیت شخصی در تربیت فرزندان و تقسیم کار در امور خانه و مشورت در امور و بردباری و تحمل فقر خانوادگی و مشکلات خانوادگی و فرمان پذیری از همسر از اخلاق و روحیات خاص حضرت زهرا(س) بود حتی رسیدن به انواع موفقیت های خانوادگی و سرودن شعر برای شوهر و فرزندان و پدر. نیز از اخلاق خانوادگی حضرت زهرا(س) می باشد.

خوب شوهرداری کردن

برای زن بزرگ ترین موفقیت و ارزش این است که در شئون گوناگون زندگی، خشنودی همسرش را به دست آورد و از هر گونه عملی که موجب ناراحتی شوهر می گردد پرهیز نماید. حضرت علی(ع) می فرمایند: «جهاد زن، خوب شوهرداری است» زن برای اینکه بتواند در این جهاد پیروزمند باشد باید تمام سعی و تلاش خود را بکار گیرد تا خانه را محل آرامش مرد قرار دهد.

شوهرداری حضرت زهرای مرضیه(س) بهترین الگو برای زنان مسلمان است. رفتار حضرت زهرا(س) با شوهر در عالی ترین مرحله صفا و مهربانی بود. نه تنها هرگز خاطر شوهر را نرنجاند بلکه یاوری مهربان برای او بود.

حضرت علی(ع) می فرمایند: «سوگند به خدا، من زهرا(س) را تا آن زمان که خداوند او را به سوی خود برد، خشمگین نساختم و در هیچ کاری موجب ناخشنودی او نشدم. او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و عملی از او سر نزد تا باعث ناخشنودی من شود.»

و همچنین نقل است که امام علی(ع) فرمود:[5] هرگاه به چهره او «زهرا(س)» نگاه می کردم هر گونه غم و اندوه از من برطرف می شد.[6]

پس از ماجرای تلخ سقیفه، سران سقیفه برای جلب افکار عمومی مردم به فکر چاره افتادند تا به گونه ای که از حضرت زهرا(س) دلجویی نمایند که اجازه ملاقات می خواستند. اما فاطمه زهرا(س) هر گونه پیشنهادی را رد می نمود و موضع اعتراض و سکوت و بیزاری را ادامه می داد.

روزی امام علی(ع) وارد منزل شد و فرمود: فاطمه جان خلیفه و عمر در پشت درب منزل، منتظر اجازه ورود می باشند، تا نظر شما چه باشد. حضرت زهرا(س) فرمودند: «علی جان خانه، خانه توست و من همسر تو می باشم هر آنچه می خواهی انجام ده.»[7]

همسرداری حضرت فاطمه(س) نیز بهترین الگو برای زنان مسلمان است. شیوه رفتار با همسر برای یک زن آن قدر مهم است که حضرت علی(ع) می فرماید: جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است.

فاطمه(س) با آن همه فضیلت، همسری نیکو و مطیع برای امیر مؤمنان علی(ع) بود. روایت است هنگامی که علی(ع) به فاطمه (س) می نگریست، غم و اندوهش برطرف می شد.

رسول خدا در اولین شب ازدواج علی (ع) و زهرا(س) کارهای آنان را به این شکل تقسیم نمود: خمیر کردن آرد و پختن نان و تمیز کردن و جارو زدن خانه به عهده فاطمه (س) باشد و کارهای بیرون منزل از قبیل جمع آوری هیزم و مواد غذایی را علی(ع) انجام دهد.

پس از آن بود که حضرت زهرا(س) فرمود: جز خدا کسی نمی داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم، زیرا رسول خدا (ص) مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است، باز داشت.

فاطمه (س) هیچ گاه حتی اموری را که احتمال می داد علی(ع) قادر به تدارک آنها نباشد، از او طلب نمی نمود؛ تا آنجا که از علی(ع) در رابطه با فاطمه(س) نقل شده است: به خدا سوگند که او را به خشم نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید نکردم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم نکرد.

از ویژگی های مهم حضرت فاطمه(س) این بود که آن بزرگوار بهترین یار و یاور شوهرش علی(ع) در اجرای فرامین الهی بود. پیامبر(ص) از علی(ع) سوال کرد: همسرت را چگونه یافتی؟ و علی(ع) پاسخ گفت: نِعْمَ الْعَوْنُ علی طاعَةِ اللَّه(بهترین یار و یاور برای اطاعت و بندگی خدا).

آن بانوی بزرگوار، نام همسر خود را با احترام یاد می کرد. گاهی وی را با کنیه «ابالحسن» می خواند و گاهی با یاد قرابت نسبی(یا ابن عم) وی را ندا می داد. در حدیث شریف کساء آمده است که حضرت فاطمه(س) می فرماید: ابوالحسن علی بن ابیطالب وارد شد و فرمود سلام بر تو ای دختر رسول خدا گفتم: و بر تو باد سلام ای ابا الحسن و ای امیر مؤ منان. این گونه نقل نام و خطاب احترام آمیز یکی از نکات اصلی رابطه زوجین نسبت به یکدیگر است.

از دیگر نکات متابعت ایشان از شوهر بود. نقل است هنگامی که مصدوم کردن حضرت زهرا(س) از امیرمومنان درخواست ملاقات و عیادت ایشان را کردند، حضرت علی(ع) تقاضای آن دو را به فاطمه(س) ارائه کردند و ایشان در جواب فرمودند: البیت بیتک و الحره امتک(خانه متعلق به شماست و من هم به منزله کنیز و خدمتگزار در خانه شماهستم).

رسیدگی به وضع ظاهری به خاطر همسر از اصول زندگی یک زن و مرد مسلمان است. آمده است پیامبر برای شب عروسی حضرت زهرا(س) دستور داد عطرهایی خوشبو تهیه کنند و حضرت زهرا(س) نیز در داخل خانه دائماً معطر بودند.

تربیت و رفتار با فرزندان

سیره رفتار فاطمه(س) با فرزندان خود نیز سرمشقی مناسب برای تربیت صحیح فرزندان است. ایشان به فرزندان احترام می گذاشتند و آنها را با احترام خطاب می کردند و همیشه سعی در آموزش و تربیت دینی و اخلاقی آنها داشتند.

در حدیث شریف کساء حضرت فاطمه(س) در پاسخ سلام فرزند خود امام حسن(ع) می فرماید: سلام برتو ای نور دیده ام و میوه دلم. و در پاسخ سلام امام حسین(ع) می فرماید: سلام بر تو ای فرزند من و ای نور دیده ام و میوه دلم.

حضرت زهرا (س) فرزندان خود را همیشه برای یادگیری و تعلیم و تزکیه آماده می کرد؛ به عنوان مثال به فرزندش حسن(ع) می فرمود: «به مسجد برو، آنچه را از پیامبر شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن».

و در عین حال شادی و خوشحالی را در بیت خود تسری می داد و این تا حدی بود که از بازی با کودکان که نقش بسزایی در تربیت آنها دارد اجتناب نمی نمود. نقل شده است که فاطمه(س) فرزندش حسن(ع) را روی دست می گرفت و بالا می انداخت و حرکت می داد و می فرمود: اشبه أباک یاحسن، و اخلع عن الحق الرّسن، و اعبد الهاً ذامنن، و لاتوال ذا الاحسن.(ای حسن، نظیر پدرت باش و ریسمان ظلم از حق دور کن، و خداوندی را که صاحب نعمت هاست پرستش کن و با افراد تیره دل دوست مباش).

ایشان همیشه رسیدگی به فرزندان را در اولویت قرار می داد. سلمان می گوید: روزی فاطمه زهرا(س) را دیدم که مشغول آسیاب بود. در این هنگام فرزندش حسین گریه می کرد. عرض کردم: برای کمک به شما آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم؟ ایشان فرمود: من به آرام کردن فرزند اولی هستم، شما آسیاب را بچرخانید.

همچنین از نکات بارز حضرت زهرا(س) در تربیت فرزندان سبک عملی تشویق به عبادت برای آنها بود. مسلما وقتی والدین الگوی عملی کودکان برای عبادت پروردگار باشند، در آینده و بزرگ سالی آنها نیز به تعصی از والدین این راه را پیش خواهند برد.

در همین زمینه امام حسن(ع) می فرماید: مادرم فاطمه را در شب جمعه در محراب عبادت دیدم که به عبادت و نماز مشغول است، او پیوسته به رکوع و سجود مشغول بود که شب به پایان رسید.

آن حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیداری فرا می خواند. حضرت در روز بچه ها را می خواباند تا استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتری برای شب زنده داری داشته باشند. ایشان نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود: محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند.

از نکات دیگر تربیتی ایشان عدالت در توجه به کودکان بود. آمده است روزی امام حسن(ع) نزد پیامبر(ص) آمد و اظهار تشنگی کرد. رسول خدا(ص) برخاست، ظرفی برداشت و از گوسفندی که داخل منزل بود مقداری شیر دوشید و به امام حسن(ع) داد. فاطمه زهرا (س)، به پیامبر(ص) گفت: گویا حسن برای شما عزیزتر از حسین است. پیامبر(ص) فرمود: نه. هردو برایم عزیز و محبوبند ولی چون اول حسن تقاضای آب کرد او را مقدم داشتم.

همچنین روزی حسنین(ع) در حضور پیامبر(ص) کشتی گرفتند. در این میان فاطمه(س) شنید که پدر بزرگوارش، امام حسن را به پیروزی بر امام حسین ترغیب می کند. حضرت زهرا(س) از این نوع رفتار پیامبر(ص) اظهار تعجب کرد. پیامبر فرمود: دوستم جبرئیل، حسین را تشویق می کند و من حسن را تشویق می نمایم.

تشویق فرزندان به فراگیری سواد آموزی

حضرت زهرا(س) از همان آغاز کودکی فرزندانش، عبادت خدای تعالی را در روح و روان آنها تثبیت کرد و خوی پرستش خدای یکتا را در فطرت لطیف آنها سرشت و از همان آغاز به آنها علم آموخت و آنها را برای کسب معارف و تشویق در فراگیری، آماده می‏کرد، به عنوان مثال به فرزندش حسن(ع) که هفت ساله بود می‏فرمود: «به مسجد برو، آنچه را از پیامبر شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن.»[8]

حضرت فاطمه زهرا(س) در آموختن مسائل دین به دیگران از اشتیاق زایدالوصفی بهره مند بود. روزی زنی نزد او آمد وگفت: مادری پیر دارم که در مورد نماز خود اشتباهی کرد و مرا فرستاده تا از شما مسئله ای را بپرسم. حضرت زهرا(س) سؤال او را پاسخ فرمود؛ زن برای بار دوم وسوم مسئله ای پرسید و پاسخ شنید. این کار تا ده بار تکرار شد و هر بار آن بانوی بزرگوار، سؤال وی راپاسخ فرمود. زن از رفت و آمدهای پی در پی شرمگین شد و گفت: دیگر شما را به زحمت نمی اندازم. فاطمه(س) فرمود: باز هم بیا و سوال هایت را بپرس، تو هر قدر سؤال کنی من ناراحت نمی شوم. زیرا از پدرم رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم شنیدم که فرمود: روز قیامت علمای پیرو ما محشور می شوند و به آنها به اندازه دانش شان خلعت های گرانبها عطا می گردد و اندازه پاداش به نسبت میزان تلاش است که برای ارشاد و هدایت بندگان خدا نموده اند.

ساده زیستی زهرایی

ساده زیستی و پرهیز از تجمل از نکات بارز زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) است. مهریه کم، جهیزیه مختصر، اکتفا به غذای اندک و معاش کم، استفاده از حداقل امکانات برای زندگی و... همانگونه که در فوق شرح داده شد از خصوصیات آشکار سیده زنان عالم است.

شیعه و سنی نقل کرده‏اند، امیرمؤمنان و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین(ع) و خادمه آنان «فضه» طبق نذری که کرده بودند سه روز، روزه گرفتند.

شب اول هنگام افطار فقیری در زد، حضرت علی(ع) افطار خود را به او داد. سایرین نیز به او اقتدا کرده و افطار خود را به فقیر دادند و با آب افطار کردند. شب دوم یتیمی در زد و باز افطار خود را به او دادند. شب سوم نیز اسیری آمد و چیزی طلبید، این بار نیز افطار خود را به او دادند. آنگاه از سوی خدای متعال سوره «هل آتی علی الانسان» نازل شد.[9] و در آن آیه «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا» اشاره به ایثار و انفاق آن بزرگواران دارد.[10] تفسیر این داستان را در تفاسیر شیعه و سنی و از جمله در تفسیر معروف «کشاف» تألیف عالم و مفسر بزرگ سنی «جاراللّه‏ زمخشری» می‏توان یافت.

روح عبادت و نیایش

تجلی عبادت و روح عادت در سیره حضرت موج میزد به گونهای که عبادت و ایشان زبانزد عام و خاص، دوست دشمن بوده است. حضرت پیامبر(ص) درباره حضرت فاطمه(س)می فرمود: ایمان به خدا در اعماق دل و باطن روح زهراء چنان نفوذ کرده که برای عبادت خدا خودش را از همه چیز فارغ می سازد. فاطمه دخترم بهترین زن عالم است. پاره تن من و نور چشم من و میوه دل من و روح و روان من است. حوریه ای است به صورت انسان. آنگاه که در محراب عبادت می ایستد نورش برای ملائک آسمان درخشندگی دارد و خداوند به ملائکه خطاب می کند: بنده مرا ببینید! چطور در مقابل من به نماز ایستاده و اعضای بدنش را خوف می لرزد و غرق عبادت است! ای ملائکه گواه باشید که پیروان فاطمه را از عذاب دوزخ در امان قرار دادم.

در حدیث دیگری به سلمان می فرماید: ای سلمان! خدای تعالی چنان دل و جان و تمام اعضاء و جوارح دخترم فاطمه را به ایمان پر کرده که یک سره برای عبادت و فرمانبرداری حق تعالی خود را از همه چیز فارغ ساخته است.

امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: در دنیا کسی عابدتر از مادرم فاطمه(س) نبود؛ آن قدر به عبادت می ایستاد تا پاهایش ورم می کرد. همین طور ابن عمره از پدرش نقل می کند که گفت: از امام صادق(ع) پرسیدم: چرا فاطمه(س) زهرا نامیده شد؟

فرمود: برای آن که وقتی فاطمه زهرا(س) در محراب عبادت می ایستاد، نورش برای اهل آسمان می درخشید، همان طوری که نور ستارگان برای اهل زمین می درخشد.

امام مجتبی(ع) نقل فرموده اند که: «مادرم فاطمه(س) را دیدم شب جمعه در محراب خود به عبادت برخاسته است و تا نمایان شدن سپیده صبح در عبادت و رکوع و سجود می بود، و می شنیدم که برای مؤمنین و مؤمنات دعا می فرمود و آنان را نام می برد و برایشان دعا می کرد، و برای خود هیچ دعا نمی کرد، به او گفتم: مادر! چرا همان طوری که برای دیگران دعا می فرمایی برای خودت دعا نمی کنی؟ فرمود: پسرم، ابتدا همسایه سپس خانه خود.

سبک زندگی سیاسی و اجتماعی

حضرت فاطمه(س) حتی الامکان از ظاهر شدن در انظار عمومی اجتناب می کرد اما این بدان معنی نبود که در مواقع حساس و لازم از انجام وظیفه خود شانه خالی کند.

ابن ابی الحدید از واقدی نقل می کند که پس از جنگ احد فاطمه(س) با گروهی از زنان مدینه از خانه خارج شد و چون چهره مجروح پدرش را دید او را در آغوش گرفت و خون از صورت مبارکش پاک کرد؛ سپس آبی فراهم نمود و خون های چهره رسول خدا را شست و شمشیر او را پاک کرد.

همچنین می نویسد: زنانی که از مدینه آمده بودند چهارده نفر بودند که زهرا(س) یکی از آنان بود و آب و نان با خود به جبهه برده و در کنار رزمندگان از مجروحین پرستاری می کردند.

همچنین علی(ع) نقل می کند:ما به مراه پیامبر(ص) در جریان حفر خندق بودیم که فاطمه(س) با تکه نانی نزد پیامبر(ص) آمد و آن را به خدمت او برد. پیامبر(ص) فرمود: این چیست فاطمه عرض کرد: از نانی است که برای دو فرزندم پختم، این تکه آن را برای شما آوردم. پیامبر(ص) فرمود: دخترم! این اولین غذایی است که بعد از سه روز وارد دهان پدرت می شود.

دفاع از حریم امامت و ولایت

بدون شک امامت حلقه اتصال نبوت است. پیامبر جانشین و امام بعد از خود را دراندک مناسبت های مختلف قبل از وحی و بعد از رسالت خطیر نبوت بیان می کرد. اما بعد از رحلت جانگداز پیامبر امامت و وصایای پیامبر را کنار گذاشتند. دختر پیامبر برای تبیین موضوع مهم امامت تلاش فراوان نمود. گریه ها و ندبه های این بانوی بهشتی بالاترین فریاد و دفاع از مقام امامت بود. بیرون کشاندن حضرت فاطمه(س) از خانه‌اش به بیت‌الاحزان، نه تنها به نفع خلیفه و دستیارانش تمام نشد؛ بلکه باعث وبال حکومت گردید. آن‌ها می‌خواستند حضرت زهرا(س) را از مسجد رسول ‌خدا(ص) که محل تجمع مردم بود، دور سازند؛ ولی با این کار سند دیگری بر مظلومیت حضرت زهرا(س) افزودند.زیرا مردم می‌دیدند که عده‌ای که خود را از پیروان آنان می‌دانند و به نبوت پدرش اعتراف دارند، ظلم و ستمگری‌شان به جایی رسیده است که نزدیک‌ترین مردم به رسول‌خدا(ص) یعنی دخترش را که عواطف زنانه خود را دارد، در فشار قرار دادند و او را از اظهار حزن و اندوه در فراق پدرش باز داشتند که مبادا حضرت زهرا(س) از ظلمی که بر او روا داشته‌اند، با صدای بلند سخن بگوید. ولی صدیقة طاهر (س) به رغم هیئت حاکمه، به اعتراض خویش در قالب حزن و اندوه ادامه داد و از خانه‌اش به بقیع در زیر درختچه‌ای مأوی گزید. هنگامی که آن درخت را قطع نمودند، امام علی(ع) سایبانی به نام بیت‌الاحزان ساخت و حضرت زهرا(س) در آنجا قرار گرفت.

از مهم ترین و بارزترین قله های زندگی بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) دفاع ایشان از حریم ولایت امیرمومنان علی(ع) و خطبه فدکیه آن حضرت است. که سرانجام آن حضرت در راه دفاع از ولایت مجروح شده، نوزادش محسن(ع) را سقط کرده و به شهادت رسید.

پی نوشت ها:

[1] مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص134، کشف الغمه، ج1، ص492، بیت الاحزان، ص37.

[2] کلینی، روضه الکافی، ص165.

[3] مجلسی، بحارالانوار، ج43 و 42 و 82، بیت الاحزان، ص23.

[4] مجلسی، بحارالانوار، ج43، ص50 و 51، بیت‏ الاحزان، ص21.

[5]حسینی شاهرودی، سید محمد، الگوهای رفتاری حضرت زهرا(س)، تربیت فرزند، ص 16.

[6]حسینی، سیدعلی، کرامات و مقامات عرفانی حضرت زهرا(س)، ص44.

[7]دشتی، محمد، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه زهرا(س)، ص13.

[8]محمدی اشتهاردی، محمد، نگاهی بر زندگی حضرت فاطمه(س) ص64.

[9]امالی صدوق، ص216 و 212، کشف الغمه، ج1، ص413 و 417.

[10]مناقب شهر آشوب، ج3، ص147 و 148، منتهی الامال، ص68 در ذکر وقایع سال دوم.

http://noo.rs/CFGbh

فاطمه زهرا(سلام الله علیها) الگوی سامان دهی، تشکّل و رشد اعتقادی و اخلاقی خانواده

  • ۲۰

1. مقدمه

هیچ کس را توان معرفت حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها نبوده و نیست، جز پروردگار هستی و خاصان اولیای او، که بلندای شناخت او، پرنده ای تیزپرواز می طلبد رها شده از تمامی قیدها و بندها. که فاطمه سری است از اسرار الهی، فاطمه، بزرگ بانوی جهان اسلام به عنوان برترین زنان عالم همواره در کلام حضرات معصومان علیهم السلام به ویژه رسول الله (ص) مورد توجه و عنایت خاص بوده است؛ از رسول الله(ص) روایت شده است که«یا بنیة انه لیس احد من نساء العالمین اعظم رزیة منک فلاتکونی من ادنی امراة صبرا انک سیدة نساء اهل الجنة» (شیخ صدوق: 1414، ص 262) «دخترم هیچ کدام از زنان جهان ارزش و مقام تو را ندارند. پس در صبر و بردباری همانند کم ترین زنان نباش؛ زیرا تو سید و بزرگ زنان بهشتی.» فاطمه زهرا به عنوان برترین زنان عالم هستی همواره به عنوان الگویی برتر مطرح بوده و هست که ابعاد وجودی آن بزرگوار فراتر از حضور در زمان و مکانی خاص است. امروزه سه موضوع مهم تشکیل زندگی مشترک وآداب همسر داری وفرزند داری به خاطر هجمه های پیدا وناپیدای ناتوی فرهنگی به شدت نیازمند تعریف وروشنگری والگو دهی است و می طلبد تا نسل جوان ما با اقتداء به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) بطور شایسته به این حوزه ها ورود کرده تا بتواند زندگی خوب وسعادتمندانه ای را برای خود فراهم آورند.

در همین راستا، آن حضرت در ازدواج فاطمه علیها السلام با امام علی (علیه السلام) به مشورت و تبادل نظر با دخترش روی آورد و فرمود: «دخترم فاطمه پسر عمویت علی (علیه السلام) از تو خواستگاری نموده است. پاسخ تو چیست؟ «فاطمه (علیها السلام) به پدر احترام می کند که نظر شما چه می باشد؟ پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: «اذن الله فیه من السماء»؛ خدا از آسمان در این ازدواج اجازت فرمود. فاطمه (علیها السلام) گفت: «رضیت بما رضی الله لی و رسوله»؛ خشنودم به آنچه که خدا و پیامبر او برای من رضایت دادند. (دشتی: 1373، ص 28) دختران و پسران جوان ما به خوبی می دانند که ازدواج با چه کسانی مورد رضایت خداوند و پیامبر اوست و در مقابل، خداوند و پیامبر(صلی الله علیه وآله) با ازدواج با چه کسانی مخالف و ناراضی هستند.

2. احترام به نظر پدر

از آنجا که هیچ پدر و مادری نیست که آرزوی خوشبختی و سعادت فرزندان خود را نداشته باشد، از این رو دختران و پسران نباید در خیرخواهی آنان تردید کنند و نظر آنان را نادیده بگیرند. حضرت زهرا علیها السلام پس از مشورت پدر با او، به پدر احترام نموده رای و نظر پدر را محترم شمرد و سپس عرض کرد: «یا رسول الله انت اولی بماتری» (مجلسی: 1411، ج 43، ص 99) «ای رسول خدا تو از من سزاوارتری که اظهارنظر کنی.» البته، والدین نیز وقتی ببینند پسر یا دختر در انتخاب خود خطا نکرده اند و مورد مناسبی را برگزیده اند نظر خود را بر آن ها تحمیل نمی کنند.

3. پای بندی به ارزش های والای انسانی

از آن جایی که پایه تربیت انسان های نسل های آینده، در امر مقدس ازدواج گذاشته می شود، توجه و پای بندی به ارزش های انسانی و اخلاقی از اساسی ترین اموری است که مورد توجه دختر و پسر قرار می گیرد. سلامت جسم و جان و دین و ایمان، از مهم ترین مسائل در این زمینه است. به همین دلیل، وقتی بزرگان و ثروتمندان قریش به خواستگاری آن حضرت آمدند، جواب رد شنیدند. ولی وقتی امام علی (علیه السلام) ایمان مجسم، که به ظاهر مال و ثروتی از دنیا نداشت، ولی از عظمت و بزرگی روح برخوردار بود، به خواستگاری زهرا علیها السلام آمد، آن بزرگوار جواب مثبت داد. (دشتی: 1373، ص 35)

4. حالات معنوی و توجه به آفریدگار هستی

شب ازدواج و آغازین لحظه های شروع یک زندگی نوین برای هر زن و مردی شیرین و خاطره انگیز است، ولی متاسفانه برخی این لحظه های شیرین را به انواع گناه و معاصی می آلایند و می پندارند که هرگونه زشتی ها و مفاسدی می تواند مجاز باشد. غافل از این که، وقتی آغاز زندگی مشترک و فصل جدید حیات با گناه و نافرمانی خدا آغاز شود، ثمراتی بس تلخ و رنج آور و فرجامی ناخوشایند خواهد داشت. و فراموش نمی شود که در مواقع حساس امتحانات الهی سخت و دشوارتر از زمان های عادی است، البته، دختران و پسرانی که در نگاه خود به آینده ای سعادتمند فکر می کنند، حتی الامکان از فراهم شدن زمینه گناه جلوگیری می کنند. حال ببینیم کامل ترین الگوی بانوان جهان در آن شب خاطره انگیز چه حالاتی داشت؟نقل شده است در شب ازدواج، حضرت امام علی (علیه السلام) همسرگرامی خود را نگران و گریان دید؛ پرسید: چرا ناراحتی؟ پاسخ داد: «تفکرت فی حالی و امری عند ذهاب عمری و نزولی فی قبری فشبهت دخولی فی فراشی بمنزلی کدخولی الی لحدی و قبری فانشدک الله ان قمت الی الصلاة فنعبد الله تعالی هذه اللیلة؛ درباره حال و رفتار خویش تفکر کردم، به یاد پایان عمر خویش و منزلگاه دیگر به نام قبر افتادم که امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزی دیگر از این جا به طرف قبر و قیامت خواهم رفت. در این آغازین لحظه های زندگی، تو را به پروردگار سوگند می دهم که بیا تا به نماز بایستیم تا باهم در این شب خدا را عبادت کنیم و به راستی زندگی که این گونه آغاز شد، ارزش آن را دارد که ثمرات آن بهترین و گرانبهاترین انسان ها باشد که در تاریخ بشری بی مانند و نزد خداوند گران ترین باشند. (دشتی: 1373، ص 40)

آداب همسرداری

شب ازدواج و آغازین لحظه های شروع یک زندگی نوین برای هر زن و مردی شیرین و خاطره انگیز است، ولی متاسفانه برخی این لحظه های شیرین را به انواع گناه و معاصی می آلایند و می پندارند که هرگونه زشتی ها و مفاسدی می تواند مجاز باشد. غافل از این که، وقتی آغاز زندگی مشترک و فصل جدید حیات با گناه و نافرمانی خدا آغاز شود، ثمراتی بس تلخ و رنج آور و فرجامی ناخوشایند خواهد داشت. و فراموش نمی شود که در مواقع حساس امتحانات الهی سخت و دشوارتر از زمان های عادی است، البته، دختران و پسرانی که در نگاه خود به آینده ای سعادتمند فکر می کنند، حتی الامکان از فراهم شدن زمینه گناه جلوگیری می کنند. حال ببینیم کامل ترین الگوی بانوان جهان در آن شب خاطره انگیز چه حالاتی داشت؟نقل شده است در شب ازدواج، حضرت امام علی (علیه السلام) همسرگرامی خود را نگران و گریان دید؛ پرسید: چرا ناراحتی؟ پاسخ داد: «تفکرت فی حالی و امری عند ذهاب عمری و نزولی فی قبری فشبهت دخولی فی فراشی بمنزلی کدخولی الی لحدی و قبری فانشدک الله ان قمت الی الصلاة فنعبد الله تعالی هذه اللیلة؛ درباره حال و رفتار خویش تفکر کردم، به یاد پایان عمر خویش و منزلگاه دیگر به نام قبر افتادم که امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزی دیگر از این جا به طرف قبر و قیامت خواهم رفت. در این آغازین لحظه های زندگی، تو را به پروردگار سوگند می دهم که بیا تا به نماز بایستیم تا باهم در این شب خدا را عبادت کنیم. و به راستی زندگی که این گونه آغاز شد، ارزش آن را دارد که ثمرات آن بهترین و گرانبهاترین انسان ها باشد که در تاریخ بشری بی مانند و نزد خداوند گران ترین باشند. (دشتی: 1373، ص 40)

1. مقدم داشتن همسر بر خود

وقتی زن و مرد به عقد یکدیگر در آمدند خداوند محبت آن دو را به دل یکدیگر می اندازد. گویی یک روح در دو بدن می شوند. و از این پس، برای گرم تر کردن کانون خانواده به نکات فراوانی می بایست توجه شود. از جمله آن ها ایثار و از خودگذشتگی است؛ به این معنا که برای تامین و تداوم سعادت خانواده دیگری را بر خود مقدم داشته، برخی از حقوق خود را نادیده بگیرد.

در یکی از روزها، صبحگاهان امام علی (علیه السلام) به همسر عزیزش فرمود: فاطمه جان آیا غذایی داری تا از گرسنگی بیرون آیم؟ فاطمه پاسخ داد: نه. به خدایی که پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزید سوگند، دو روز است که در منزل غذایی کافی نداریم، آنچه بود به شما و فرزندانم دادم و خود ازغذای اندک موجود، استفاده نکردم. امام با تاسف فرمود: فاطمه جان! چرا به من اطلاع ندادی تا به دنبال تهیه غذا بروم؟ حضرت فاطمه (علیها السلام) فرمود: «یا ابا الحسن انی لاستحیی من الهی ان اکلف نفسک ما لا تقدر علیه.» «ای ابا الحسن من از پروردگار خود حیا می کنم که چیزی را که تو بر آن توان و قدرت نداری، از تو درخواست نمایم.» (مجلسی: 1411، ج 37، ص 103 و ج 93، ص 147)

2. تقسیم کار در زندگی

یکی از عوامل شادابی و تکامل خانواده ها تعیین حدود مسؤولیت افراد در خانواده است. البته، تعیین این مسؤولیت ها بنابر شایستگی ها و توانمندی هایی است که خداوند در انسان به ودیعه نهاده است. با تقسیم کار، عدالت اجتماعی در محیط خانواده سعادت می آفریند و زن را از دخالت در اموری که سزاوار نیست باز می دارد. از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که « حضرت فاطمه (علیها السلام) کارهای منزل را با حضرت امام علی (علیه السلام) این گونه تقسیم کردند: خمیر کردن آرد و تمیز کردن و جارب زدن منزل به عهده فاطمه باشد و کارهای بیرون منزل از قبیل جمع آوری هیزم و مواد اولیه غذایی را علی (علیه السلام) انجام دهد. از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است: این تقسیم کار با اشاره رسول خدا (صلی الله علیه وآله) انجام گرفت، آن گاه که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: کارهای داخل منزل را فاطمه علیها السلام و کارهای بیرون منزل را امام علی (علیه السلام) انجام دهد. حضرت زهرا با خوشحالی فرمود: «فلا یعلم ما داخلنی من السرور الا الله باکفائی رسول الله تحمل رقاب الرجال.» (حرعاملی: 1403، ج 14، ص 123) «جز خدا کسی نمی داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم؛ زیرا رسول خدا مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است بازداشت.» و شاید خوشحالی آن حضرت از این جهت بود که از برخورد با نامحرم به دور خواهد ماند، چه این که کار کردن غیرضروری زنان و اختلاط زنان با مردان با روح تقوا بیگانه است.

در روایتی دیگر آن حضرت در پاسخ پدر بزرگوارشان که پرسیده بود: در کدام لحظه زن به خداوند نزدیک تر است؟ فرمود: «ادنی ما تکون من ربها ان تلزم قعر بیتها.» (مجلسی: 1411، بحارالانوار، ج 43، ص 92) «نزدیک ترین حالات زن به خداوند زمانی است که در خانه خود می ماند.» البته، روشن است در مواردی خروج زن از خانه ضرورت پیدا می کند. مثل مواردی که آن بانوی بزرگوار برای دفاع از حقوق غصب شده خود و شوهرش به مسجد یا دارالخلافه رفت و یا امور ضروری دیگر و آنچه از آن مذمت شده بیرون رفتن های غیرضروری دختران و زنان است که قطعا پیامدهای ناگواری به دنبال خواهد داشت و متاسفانه امروزه بسیار شاهد این گونه امور هستیم. که تحت تاثیر لطمات فرهنگی وفکری دشمن قرار گرفته وبه ضعف در عفاف وحجاب گرفتار شده اند

3. رعایت ادب و احترام نسبت به همسر

در روایتی آمده است آن حضرت ملاک و معیار ارزشمندی انسان را در مهربانی با همسر و نرمی با دیگران ذکر کرده است: «بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با زنان خود مهربان و بخشنده اند.» (دشتی: 1373، ص 157) و آن گاه که می خواهد شدت علاقه و وفاداری خود را به شوهر مظلومش ابراز نماید می فرماید: «علی جان! جانم فدای تو، و جان و روح من سپر بلاهای جان تو، ای اباالحسن! همواره با تو خواهم بود، اگر تو در خیر و نیکی به سر می بری با تو خواهم زیست و یا اگر در سختی و بلاها گرفتار شدی باز هم با تو خواهم بود.» (دشتی: 1373، ص 147) به خلاف عشق های ظاهری و دروغین، که تنها در هنگام عافیت و شادی ابراز می شود، نه در هنگام مشکلات و ناراحتی ها. (مجلسی، ج 37، ص 67 و ج 43، ص 51)

4. تحمل مشکلات و سختی ها

الف. تحمل گرسنگی:

رسول الله(ص) روزی وارد منزل حضرت فاطمه (علیها السلام) شد و فرمود: دخترم در چه حالی و چگونه زندگی می کنی؟ پاسخ شنید: «درد و گرسنگی بی تابم کرده و هر لحظه رو به فزونی است و غذایی ندارم تا رفع گرسنگی کنم» رسول الله(ص) فرمود: «دخترم آیا راضی نیستی که بزرگ زنان جهانیان باشی؟» (مجلسی: 1411، ج 43، ص 37)

ب. تحمل کمبودهای زندگی

حضرت زهرا(علیها السلام) روزی در خدمت پدر از مشکلات زندگی و کمبودهای رفاهی سخن به میان آورد و فرمود: «ای رسول خدا من و پسر عمویم چیزی از وسایل رفاهی نداریم، مگر پوست گوسفندی که شب ها بر روی آن می خوابیم و روزها بر روی آن شتر خود را علف می دهیم.»رسول الله(ص) فرمود: «دخترم صبر و تحمل داشته باش، زیرا موسی بن عمران ده سال با همسرش زندگی کرد و فرشی جز یک قطعه عبای قطوانی نداشتند.» (دشتی: 1373، ص 297)

این نکته قابل ذکر است همسرانی که امور رفاهی فراوانی به شوهران خود تحمیل می کنند، غافلند از این که توانایی های انسان حد و مرزی دارد و اگر شخص نتوانست از راه مشروع توقعات همسرش را برآورده کند به ناگزیر از راه های نامشروع آن ها را تامین می نماید و چه خسارتی از این بزرگ تر که زن با توقعات نابجای خود، پای اموال شبهه ناک و حرام را به خانه خود باز نماید. البته، فلسفه این ساده زیستی را در حکایت زیر به خوبی می توان دریافت:

«سلمان فارسی می گوید: روزی حضرت زهرا(علیها السلام) را دیدم که چادری وصله دار و ساده بر سر دارد. در شگفتی ماندم و گفتم: عجبا دختران پادشاه ایران و قیصر روم بر کرسی های طلایی می نشینند و پارچه های زرین به تن می کنند، و این دختر رسول خداست که نه چادرهای گران قیمت بر سردارد و نه لباس های زیبا حضرت فاطمه (علیها السلام) پاسخ داد: «ای سلمان! خداوند بزرگ، لباس های زرین و تخت های طلایی را برای ما در روز قیامت ذخیره کرده است.» (مجلسی: 1411، ج 8، ص 303)

آداب فرزند پروری

حضرت زهرا (علیهاالسلام) که خود، تربیت یافته دامان وحی بود، به خوبی می دانست که در تربیت اسلامی از چگونگی شیر دادن به کودک و نگاه های محبت آمیز مادر و بوسه زدن بر لب های معصوم کودکان گرفته تا تمام حرکات و اعمال و گفتارش، بر روحیه حساس آنها تأثیر می گذارد. او می دانست که باید امامانی چون حسن و حسین (علیهماالسلام) و شیر زنانی چون زینب و ام کلثوم را تربیت کند و نمونه هایی را به جامعه تحویل دهد که آیینه و معرف حقیقت روح اسلام باشند و حقایق و معارف قرآن در وجودشان جلوه گر باشد و انسان های کمال یافته ای که از این مکتب اعجازآمیز بیرون می آیند، به خوبی می توانند روح پرعظمت و نیروی وصف ناپذیر وجودی حضرت زهرا (علیهاالسلام) را نشان دهند؛ وجود مطهر و روح بی آلایشی که نسلی پاک را به تاریخ هدیه کرد و در حقیقت، مادر روزگار همچو آن را به خود ندیده و نخواهد دید و بر ماست که با به کار بستن شیوه های تربیتی آن حضرت، در تربیت و پرورش نسلی پاک همت گماریم تا از این رهگذر، سعادت جاودان خود و فرزندانمان را تأمین کنیم.

تأثیر شخصیت معنوی مادر بر کودک (وراثت) مجموعه خصلت های روحی و روانی مادر، عامل مؤثری در تکوین شخصیت کودک است. طینت پاک و الهی مادر بر وجود فرزندان چنان اثر می گذارد که زمینه الهی شدن آنها را فراهم می سازد.برتری و شایستگی های روحی و روانی حضرت زهرا (علیهاالسلام) عامل مهمی در شکل گیری شخصیت کودکان بزرگوارش بود، چنان که در زیارت حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) می خوانیم:

اشهد انک نورا فی الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره لم تنجسک الجاهلیه بانجاسها.

شهادت می دهم که نوری بودی در صلب مردان بزرگ و در رحم زنانی پاک که هرگز آلوده به ناپاکی های جاهلیت نگردید.شخصیت عظیمی چون امام حسین (علیه السلام) نیز از دامان پاک و سرشت الهی ای، چون زهرای مرضیه مقدور و ممکن شده است.بنابراین، هر مادری که می خواهد فرزندانی باایمان و خداشناس داشته باشد، شایسته است که در ابتدا بر ایمان و تقوای خود بیفزاید تا بتواند فرزندانی پاک و خداپرست را پرورش دهد. (دشتی: 1373، ص 247)

تأثیر نام نیکو بر شخصیت فرزندنام گذاری، برای طفل اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا اولین چیزی که در فهم لطیف و حساس کودک راه پیدا می کند، نام و شهرت اوست و اینکه این نام حامل چه بار فرهنگی و معنایی است، تأثیر شگرفی بر روح و روان او دارد، بدین جهت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، یکی از حقوقی را که فرزندان بر عهده پدر دارند، نام نیکو و پسندیده می شمارد و می فرماید: «حق الولد علی الوالد ان یحسن اسمه؛ تعیین نام مناسب، حقی است که فرزند بر ذمه پدر خود دارد».حضرت زهرا (علیهاالسلام) با هم فکری و همیاری رسول الله(ص) و علی (علیه السلام) زیباترین نام ها را برای فرزندانش انتخاب کرد و حقی که بر عهده داشت به بهترین شکل ممکن ادا کرد تا زمینه ای برای پرورش هر چه بهتر روح و روان فرزندانش به وجود آید. (دشتی: 1373، ص 250)

رفتار و اخلاق عملی

با پند و اندرز نمی توان صحت و درستی صفات اخلاقی ای را که رعایت نمی شود، به دیگران اثبات کرد و آموخت. کسی که می خواهد دیگری را تربیت کند، باید در عمل، به آنچه می گوید پای بند باشد. مادری که به تربیت فرزند خود علاقه مند است، باید خود، دارای فضایل اخلاقی باشد و همواره رفتار صحیح را رعایت کند تا فرزندانش با آسودگی خاطر، در عمل از او الگو گیرند.حضرت زهرا (علیهاالسلام) با عمل به آنچه می فرمود، فرزندانش را با اخلاق و رفتار اسلامی آشنا می ساخت، چنان که امام حسن (علیه السلام) می فرماید:

مادرم، فاطمه (علیه السلام) را دیدم که شب جمعه در محراب خویش به عبادت ایستاده بود و پیوسته در رکوع و سجود بود تا اینکه سپیده صبح بردمید و از او می شنیدم که برای مردان و زنان مؤمن دعا می کرد و نامشان را بر زبان جاری می ساخت و بر ایشان بسیار دعا می کرد، ولی برای خویش هیچ دعا نمی کرد، من به او گفتم: ای مادر! چرا همان گونه که برای دیگران دعا می کنی، برای خود دعا نمی کنی، فرمود: یا بنیّ الجار ثم الدّار؛ ای پسرکم نخست باید همسایگان را دریافت، آن گاه به خانه پرداخت.حضرت نصیحتی را به فرزندش آموخت که از شب تا به صبح به آن عمل کرده بود و چنین پند و اندرزی است که اثر می گذارد و تربیت می کند. (دشتی: 1373، ص 195)

پرورش شخصیت توحیدی

پدران و مادران مکلفند تا فرزندان خویش را با روحیه خداپرستی آشنا سازند و شوق عبادت و تقرب به خالق بی همتا را در آنان پرورش دهند.کودکانی که از نخستین روزهای حیات خویش، با ایمان به خدا تربیت می شوند، اراده ای قوی و روانی نیرومند دارند. از همان دوران کودکی، رشید و باشهامت هستند و نتایج درخشان ایمان، از خلال گفتار و رفتارشان به خوبی مشهود است.از اساسی ترین مسائلی که بزرگ بانوی اسلام، در منطق رفتاری خود در تربیت کودکانش بر آن تأکید می ورزید، توجه به روحیه عبادت و حس خداپرستی در فرزندانش بود.آن یگانه مربی روزگار چنان شوق بندگی و عبودیت و خضوع در برابر معبود را در دل و جان فرزندانش تقویت می کرد که آنان بهترین کارها و بالاترین لذت ها و زیباترین دقایق را لحظات عبادت و تقرب به خدا می دانستند.حضرت زهرا علیهاالسلام روحیه تعبد و بندگی را از کودکی به فرزندانش می آموخت و آنها را در حد طاقتشان با عبادت آشنا می ساخت، به گونه ای که حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیداری و نخفتن وادار می کرد.

حضرت در روز بچه ها را می خوابانید تا کاملاً استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتر و مطلوب تری از نظر جسمی و روحی برای شب زنده داری داشته باشند. او به حدی در این کار جدی و قاطع بود که نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود: «محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند».گویا فاطمه (علیهاالسلام) می خواهد از دوران کودکی در قلب پاک فرزندان خود جمال خدا را به تجلی و جان و زبانشان را به حلاوت و شیرینی عبادت آشنا کند و محبوب راستین را به آنان نشان بدهد تا در جوانی جذب جلوه های دروغین نشوند. این روش تربیتی فاطمه (علیهاالسلام)، به عنوان یک سنت بسیار پسندیده و قابل اجرا، درگفتار امامان معصوم نیز به چشم می خورد.

پرورش شخصیت عاطفی

بوسیدن و ملاطفت با کودکان

یکی از مهم ترین نیازهای هر کودک برخورداری از عواطف پاک و مهر و محبت خانواده و خویشاوندان و والدین است. هنگامی که کودک از زلال محبت خانواده سیراب شد و عطش محبت و توجه عاطفی او برطرف گردید، با روانی آرام و سلامت و پرنشاط پا به عرصه اجتماع می گذارد تا همگان از برکات وجود او بهره مند شوند. یکی از راه های پرورش شخصیت عاطفی کودک، ابراز محبت و از جمله بوسیدن است.

بوسه های مکرر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بر رخسار و دست و بازوی فاطمه (علیهاالسلام) نشانه ای از ابراز علاقه آن حضرت به فرزندش بود. آن حضرت به محبت کردن و توجه به کودکان بسیار اهمیت می داد، چنان که: روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) امام حسن (علیه السلام) را می بوسید و نوازش می کرد، اقرع بن حابس عرض کرد: من ده فرزند دارم، ولی تا به حال هیچ یک از آنان را نبوسیده ام. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) غضبناک شد و فرمود: اگر خدا محبت را از قلب تو گرفته است، من چه کنم؟ هر کس نسبت به اطفال ترحم نکند و احترام بزرگ سالان را نگه ندارد، از ما نیست. حضرت زهرا (علیهاالسلام) نیز که تربیت یافته چنین مکتبی بود، با بوسیدن مکرر فرزندان خود، شخصیت عاطفی آنها را پرورش می داد.

پرورش روحیه ایثار

مقدم داشتن دیگران بر خود، اصلی بسیار ارزشمند و انسانی است که هر کس، نمی تواند دارنده آن باشد. حضرت زهرا (علیهاالسلام) فرزندانش را با چنین روحیه ای پرورش داده بود.آنجا که پس از یک روز گرسنگی، وقت افطار، در به صدا در می آید و گرسنه بی سرپرستی درخواست طعام می کند، پس از آنکه حضرت علی و فاطمه (علیهماالسلام) طعامشان را که قرص نانی بود تقدیم آن فقیر می کنند، فرزندان آنها نیز که پرورش یافته چنین پدر و مادری هستند، دیگران را بر خود مقدم می شمارند و قرص نان خود را به فقیر می دهند و این عمل تا سه شب تکرار می شود و نتیجه این روحیه ایثار و از خود گذشتگی، آن می شود که فرزندان بزرگوار آن حضرت تمام هستی خود را برای پیشرفت و تکامل انسانیت فدا می کنند.

بازی با کودکان، روش مؤثر در تربیت

بازی، شیوه ای است که تأثیرات مثبت و گوناگونی را بر روحیه فرزند به جای می گذارد، خلاقیت او را شکوفا و عواطف کودکانه او را از محبت سیراب می سازد. بازی کودکانه مادر با فرزندان، رشد جسمی و فکری کودک را سرعت می بخشد و احساسات پاک مادری را به او منتقل می کند، نشاط، شادابی، خلاقیت، ابتکار و نوآوری و اعتماد به نفس را در او ایجاد و زمینه را برای ظهور استعدادهای نهفته کودک فراهم می آورد.

حضرت فاطمه (علیهاالسلام) از همان دوران کودکی با فرزندانش هم بازی می شد و به این نکته نیز توجه داشت که در بازی، نوع الفاظ و حرکات مادر سرمشق کودک قرار می گیرد، بنابراین باید از کلمات و جملات مناسبی استفاده کرد. افزون بر این باید در قالب بازی و شوخی، شخصیت کودک را تقویت ساخت و او را به داشتن نیکی ها و ارزش های اکتسابی تشویق و راهنمایی کرد.نقل شده است حضرت با فرزندش امام حسن مجتبی (علیه السلام) بازی می کرد و او را بالا می انداخت و می فرمود: « پسرم حسن، مانند پدرت باش، ریسمان ظلم را از حق بر کن، خدایی را بپرست که صاحب نعمت های متعدد است و هیچ گاه با صاحبان ظلم و تعدی، دوستی مکن».همچنین نقل شده است که وقتی فرزندش حسین (علیه السلام) را بازی می داد، این گونه می فرمود: «انت شبیه بأبی لست شبیه بعلی؛ تو به پدر من (پیامبر) شبیهی و به پدرت علی شباهت نداری».

دعا برای سلامتی فرزندان

از وظایف والدین، دقت در سلامت جسم فرزندان است. حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) به عنوان الگو و مادر نمونه، با حساسیت بالایی این مسئله را پی گیری می کرد و چنان چه فرزندانش بیمار می شدند، با توکل به خدا و دعا به درگاه او برای آنها طلب سلامتی می کرد.همان گونه که ابن عباس می گوید: حسنین بیمار شدند، پیامبر با جمعی از یاران به عیادتشان آمد و به علی (علیه السلام) گفتند: ای ابوالحسن خوب بود نذری برای شفای فرزندان خود می کردی، علی (علیه السلام) و فاطمه و فضه خادمه نذر کردند که اگر آنها شفا یابند، سه روز روزه بگیرند.

ارتباط علمی حضرت زهرا با فرزندان

حضرت مجتبی (علیه السلام) در پنج سالگی هر روز به مسجد می رفت و از کلمات و مواعظی که پیغمبر اکرم در مسجد بیان می فرمود، همه آنچه را به ذهن مبارک خود می سپرد، به خانه می آمد برای مادر بزرگوار خود حرف به حرف بیان می کرد و چون امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به خانه تشریف می آورد، حضرت صدیقه طاهره (علیهاالسلام) آنها را برای آن جناب بازگو می کرد. روزی حضرت علی (علیه السلام) پرسید: ای فاطمه، تو به مسجد حاضر نبودی از کجا این کلمات را فهمیدی؟ گفت: فرزندم حسن هر روز آنچه پدر بزرگوارم بر منبر می گوید، بی کم وکاست به همان ترتیب برایم بیان می کند. چنان که گفتیم، فاطمه زهرا (علیهاالسلام) با کودکان خود گفت وگوهای علمی داشت و آنان را به بیان نطق علمی تشویق می کرد و این کار مادر افزون بر انس امام حسن مجتبی (علیه السلام) با مسجد، سبب می شد که وی با شوق و اشتیاق همه مواعظ و کلمات پیامبر را به ذهن بسپارد.

منابع

بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیسر القرآن، موسسه بعثت، قم، 1416.

حر عاملی محمد بن الحسن، وسایل الشیعه، بیروت، دار الاحیاء، 1403.

حسینی شاهرودی، سیدمحمد، الگوهای رفتاری حضرت زهرا(س)، تربیت فرزند، قم، 1389.

حسینی، سیدعلی، کرامات و مقامات عرفانی حضرت زهرا(س)، قم، 1390.

دشتی، محمد، نهج الحیات، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیر المومنین (ع)، قم، 1373.

صدوق، محمد بن علی کمال الدین، نشر داوری، قم، 1385.

طیب، سید عبد الحسین، اطیب البیان، بنیاد فرهنگ اسلامی، تهران، 1378.

کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دار الکتب الاسلامی، تهران، 1388.

عاملی، سید جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی، دار السیرة، بیروت، 1417.

مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، موسسه الوفاء، بیروت، 1403.

محمدی اشتهاردی، محمد، نگاهی بر زندگی حضرت فاطمه (س)، قم، 1379.

http://noo.rs/1oEt0

پاسخ به شبهات

  • ۳۲

پاسخ به شبهات

  • ۳۶