تردید در حقانیت و شراکت در گناه

  • ۲۳۹
تردید در حقانیت و شراکت در گناه

تردید در حقانیت و شراکت در گناه

پرسش:عده زیادی در کربلا بین حق و باطل و دنیا و آخرت مردد شدند پس تماشاچی شدند. آیا آن‌ها هم در رخته شدن خون امام حسین (علیه السلام) مقصر هستند؟ پاسخ:در حوادث کربلا به‌غیراز افراد جبهه حق و باطل، گروهی سومی نیز وجود داشت که نه در سپاه الهی امام حسین (علیه السلام) بودند و نه در سپاه یزید. یکی از این افراد عبیدالله بن حر جعفی است که خواندن سرگذشت وی عبرت‌انگیز است؛ که البته ایشان با عنایت امام حسین (علیه السلام) و با تصمیم به‌موقع خود سوار بر کشتی نجات امام حسین (علیه السلام) شد.اما برای پاسخ به اینکه تکلیف این دسته سوم چه می‌شود باید به دو نکته اشاره شود:اول- در خصوص روز عاشورا باید گفت: کسانی که فریاد کمک و یاری خواستن سالار شهیدان را در آن روز شنیده، ولی او را یاری نکرده‌اند، گرچه دشمنی نکرده باشند، در قیامت مؤاخذه و عذاب خواهند شد، زیرا:اولاً: اطاعت و اجابت دعوت امام واجب است و کسانی که او را اجابت نکرده‌اند، یکی از واجبات بزرگ الهی را ترک کرده و مرتکب گناه کبیره شده‌اند.دوم: در روایتی آمده که سالار شهیدان از شخصی به نام «عمرو بن قیس» و پسرعمویش یاری خواست، آن‌ها عذر آوردند، حضرت به آنان فرمود: «از این منطقه دور شوید تا صدای یاری‌خواهی من به گوش شما نرسد، زیرا هر کس صدای استغاثه ما را بشنود، ولی جواب ندهد و به فریاد ما نرسد، خداوند او را با ذلت تمام در جهنم سرنگون خواهد کرد». (1)وقتی از «عبیدالله به حرّ جُعفی» کمک خواست، او اسب جنگ‌آوری داشت و به حضرت گفت: اسب در اختیار توست، ولی طبق اوضاعی که در کوفه دیده‌ام، حضور در کنار شما فایده‌ای ندارد. حضرت از قبول اسب او خودداری کرد و فرمود: «به تو توصیه می‌کنم تا می‌توانی خود را به‌جای دوردستی برسان تا صدای استغاثه ما را نشنوی و جنگ ما را نبینی، زیرابه خدا سوگند! اگر صدای یاری‌خواهی ما به گوش کسی برسد و به یاری ما نشتابد، خدا او را در آتش سرنگون خواهد کرد». (2)ازاین‌گونه روایات معلوم می‌شود کسانی که در روز عاشورا یاری‌خواهی امام را شنیده‌اند اما او را یاری نداده و نسبت به جنگ بی‌طرف مانده‌اند، اهل جهنم‌اند و از بهشت محروم هستند.سوم: بر اساس برخی روایات کسی که فریاد دادخواهی مظلومی را بشنود اما او را یاری نکند، مسلمان نیست.رسول خدا فرمود: «مَنْ سَمِعَ رجلاً ینادی یاللمسلمین فَلْمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم؛ (3) کسی که بشنود مرد مظلومی از مسلمانان کمک می‌خواهد، ولی او را یاری نکند، مسلمان نیست». بر اساس سخن رسول خدا، کسانی که فریاد مظلومیت امام حسین (علیه السلام) را شنیده‌اند و می‌توانستند او را یاری دهند، اما کمک نکرده‌اند، از بهشت بی‌نصیب‌اند.2 ـ نسبت به‌روزهای پیش از عاشورا و قطعی شدن شهادت امام ویارانش و اسارت اهل‌بیت (علیه السلام) باید گفت: مردمان بی‌طرف به چند گروه قابل‌تقسیم‌اند:أ) کسانی که از نهضت حسینی خبردار نشدند یا دیر آگاهی یافتند. این دسته در قبال حوادث کربلا تکلیفی متوجهشان نبوده و معذورند.ب) کسانی که باخبر شدند، ولی به دلایل موجّه نتوانستند به امام بپیوندند و یا امام از آن‌ها کمک نخواست. این‌ها نیز ممکن است مسئولیتی متوجهشان نباشد.پ) افرادی که می‌توانستند امام را کمک کنند،‌ولی به دلیل عافیت‌طلبی و سهل‌انگاری نخواستند آسایش زندگی خود را درخطر بیندازند. این دسته به دلیل عدم همراهی با امام زمانشان گناهکار محسوب می‌شوند و مورد مؤاخذه خواهند بود.ت) کسانی که از قیام حسینی خبردار شدند و حضرت آن‌ها را دعوت به همکاری کرد، ولی به دلایل غیرعقلانی و شرعی، امام را یاری نکردند و بی‌طرف ماندند. این عده نیز به جهت نادیده گرفتن دعوت امام وارد دوزخ خواهند شد.وقتی «عبدالله عمر» در مکه با امام دیدار کرد،‌ حضرت فرمود: «از خدا بترس و مرا یاری نما. به خدا سوگند! اگر پدرت (عمر) در این زمان بود، مرا مثل جدم یاری می‌کرد و در کنار من بود». (4) از اینکه امام فرمود: از خدا بترس، معلوم می‌شود تکلیف واجبی متوجه «عبدالله عمر» بوده، حضرت او را از مسئولیت شرعی آگاه کرده است.ث) افرادی نظیر عبدالله بن عباس و عبدالله جعفر و مانند آن‌ها بودند که گرچه در کربلا حضور نیافتند، ولی نسبت به قیام حسینی بی‌اعتنا نبودند و حکومت بنی‌امیه را ستمگر می‌خواندند. وقتی امام انگیزه قیام خود را برای عبدالله بن عباس توضیح داد، گفت: یاری تو مثل نماز و روزه بر همه واجب است و دودمان بنی‌امیه ظالم و ستمگرند. (5) این عده گرچه توفیق حضور در کربلا را نداشتند، ولی ممکن است توسط امام مأموریت‌هایی به آنان داده‌شده بود یا دلیل موجه دیگری برای غیبت داشتند. درهرصورت صِرف حضور نیافتن این‌گونه افراد در کربلا دلیل بر بی‌طرفی آنان نیست، درنتیجه عذابی متوجهشان نیست. پی‌نوشت‌ها:1 ـ بحار، ج 45، ص 84، نشر دار الاحیاء العربی، بیروت، 1403 ق.2 ـ صدوق، امالی، مجلس 30، حدیث 1، ص 132، نشر مؤسسة الاعلمی، بیروت، 1400 ق.3 ـ میزان الحکمة، ح 4، ص 531، نشر مکتب الاعلام الاسلامی، قم 1304 ش.4 ـ فرهنگ سخنان امام حسین (علیه السلام)، ص 345، نشر معروف، قم، 1383 ش.5 ـ همان، ص 343.
نویسنده : علیرضا طحان نظیف