متن کوتاه

در مقابل دردهای جسمی و مریضی‌های همسرتون بی تفاوت نباشید.

این بی اهمیتی شما، دردی دیگر است برای همسرتان.

خاطره:
کمی دل درد داشتم، نخواستم چیزی به حمید بگم. با اصرار زیاد گفتم. دوران نامزدی بود، بعد چند دقیقه دیدم حمید آمد دم منزلمان دنبالم، گفتم چیزی نیست خوب میشم. گفت الاّ و لابد باید بریم دکتر. رفتیم دکتر و بستری شدم و حمید تا صبح کنارم اشک ریخت و برای سلامتیم دعا و نماز می‌خواند. به طوری که پرستاران تعجب کرده بودن از عشق حمید به من.1
1. کتاب یادت باشد
خاطرات شهید حمید سیاهکالی
پ.ن
مشاوره همیشه برای درمان مشکل نیست. گاهی برای اینکه از بروز مشکل جلوگیری کنید مشاوره لازم است.