مجله تبلیغی فرهنگی سفیر هدایت

گروه تبلیغی سفیر هدایت

بقاى نسل انسان نخست چگونه صورت گرفته است؟

  • ۷۸

بقاى نسل انسان نخست
بقاى نسل انسان نخست چگونه صورت گرفته است؟

 

 

پاسخ:قرآن پس از بیان آفرینش انسان نخست، بقاى نسل او را از راه لقاح وآمیزش انسان نر وماده مى داند. در این مورد آیات فراوانى، در سوره هاى مختلف وارد شده است که ما به صورت فشرده، به برخى از آنها اشاره مى کنیم:

(...وَبدَأَ خَلْقَ الإنْسانِ مِنْ طین * ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَة مِنْ ماء مَهین).([1])

«آفرینش انسان را از گل آغاز کرد، آنگاه آفرینش نسل وبقاى انسان را در آب بى ارزش قرار داد.»

قرآن گاهى از مایه ى بقاى نسل، به لفظ «ماء» وگاهى به لفظ«نطفه» یاد مى کند.([2])

نحوه ى تکامل نطفه را در رحم، قرآن در آیات مختلفى آورده و در سوره ى مؤمنون به تفصیل و به شکلى جامع مطرح کرده است که هم اکنون به نقل وترجمه آن مى پردازیم:

(ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَة فَخَلَقْنَا العَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا المُضْغَةَ عِظَاماً فَکَسَوْنَا العِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أنْشأناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللّهُ أحْسَنُ الخالِقینَ).([3])

«آنگاه نطفه را به شکل خون بسته درآوردیم، پس آن خون بسته را گوشت پاره وگوشت پاره را استخوان ساختیم، سپس بر استخوان گوشت پوشاندیم، آنگاه (با دمیدن روح) به او خلقت دیگر دادیم، آفرین بر قدرت خدا که بهترین آفریننده هاست.»

این شجره نسب وجود انسان کنونى است وآگاهى از این شجره، در هیچ انسانى ایجاد عقده وناراحتى نکرده وهرگز تحقیر نشده است. امّا دیگر مکاتب که انسان را زاده ى جانوران واز آن پس موجوداتى شبیه میمون، سپس میمونهاى انسان نما مى دانند، انسان را تحقیر کرده ودر او یک نوع عقده ى حقارت واحساس کوچکى تولید مى کنند.

اگر قرآن در ارایه ى نسب آدم به مراحل نخست اشاره مى کند، هدف تربیت اوست، تا در باره ى صنع آفرینش دقّت کند ودر برابر خداى خود، سر تعظـیم فرود آورد وکبر ونخوت دامن او را نگیرد; آنگاه پیشانى خود را به عنوان شکر وسپاس به زمین بساید.([4]) ( [5])

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . سجده/7 ـ 8.

[2] .  به سوره هاى : فرقان: آیه ى 54، سجده: آیه ى8، مرسلات: آیه ى 20 وطارق :آیه ى 6. (در این سوره ها لفظ «ماء» آمده است) ونیز به سوره هاى :نحل/4، کهف/37، حج/5، مؤمنون/13و14،  فاطر/11، یس/77، غافر/67، نجم/46، قیامت/37، انسان/2 و عبس/19 مراجعه فرمایید.

[3] . مؤمنون/14.

[4] . منشور جاوید، ج11 ، ص 30 ـ 31.
[5] اندیشه های جاوید، ج 2، ص 53.